همنشيني سياسي اصلاح طلبان با جرج سوروس

تجدد طلبي و رفرم ديني104 افقي بود كه در ديدگاه هاي جريان التقاطي كيان نمايان شد. اين موضوع درواقع ترويج تئوري «اسلام منهاي سياست و روحانيت» و همچنين باز توليد تفكرات روشنفكري وابسته به غرب و طيف هاي شكست خورده در اويل انقلاب بود. اين تز استعماري مبتني بر برداشت هاي امانيستي و ليبراليستي از دين است كه گاهي از آن به پروتستانتسيم105اسلامي ياد مي شود.




كيان تاجبخش نماينده بنياد سوروس در ايران:

«اگر يكي از اولين نمونه هاي براندازي را ارتباط سفر عطريانفر به بنياد سوروس قبل از 1376 بدانيم مي توان نهايت آن را ملاقات مستقيم سيد محمد خاتمي همراه محمد جواد ظريف با سوروس در نيويورك در سال 1385 دانست كه اين يك ارتباط مستمر بوده و ادامه داشته است.»




تجدد و رفرم ديني بامجموعه اي از مؤلفه ها همچون؛ ايجاد شبهه در معرفت ديني، نفي تعبد و انكار فقه، دنياگرايي، انسان محوري و تاكيد بر عقلانيت منقطع از وحي و تجربه گرايي همزاد است. اين رويكرد، پيوند تجديدنظرطلبان حلقه كيان را با اپوزيسيون داخل و خارج توجيه نمود و بستر را براي عينيت بخشيدن به تئوري استحاله ي جمهوري اسلامي فراهم ساخت. علي آشتياني - يكي از ضد انقلابيون خارج كشور- با استقبال از رويكرد تجددطلبان حلقه ي كيان ، طي مقاله اي مي نويسد:




موضوعات مرتبط: دست های نامرئی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ | 10:30 | نویسنده : FotROs |


 پيشينه انقلاب مخملي در ايران

نويسنده: محمد عبدالهي

«سوزان مالوني»، كارشناس امور ايران در مركز تحقيقاتي بروكينگز در واشنگتن - كه آشنايي كامل به زبان فارسي دارد - در حاشيه ي گزارش آتلانتيك مي نويسد:

«تقسيم گروه هاي سياسي داخل ايران به اصلاح طلبان خوب و محافظه كاران بد كه معمولاً در واشنگتن انجام مي شود و در اين گزارش نيز وجود دارد، تقسيم بندي منحرف كننده اي است. در هر دو گروه افراد پراگماتيست و راديكال در خصوص امور بين المللي وجود دارند. نتيجه ي اين گونه ذهنيت ها اين خواهدشد كه كما في السابق سياست هاي دولت آمريكا در آب هاي متلاطم مسايل سياسي داخلي ايران برمبناي تقويت يك گروه و تضعيف گروه ديگر تنظيم شود. ما بايد اين را قبول كنيم كه براي مدت كوتاهي هم كه شده جمهوري اسلامي، با تمام تناقضات و منازعات آن، پابرجا خواهدماند، سياست ما بايد كل رژيم را در بر بگيرد.»90
ضمنا تلاش شد توصيه هاي جين شارپ گزينش شده و به مرحله ي اجرا در آيد. شارپ در يكي از مصاحبه هاي خود ضمن تأكيد بر اينكه دولت ايالت متحده بايستي بودجه اي را براي حمايت از چنين اقداماتي در ايران تخصيص دهد، در خصوص ميزان تأثيرگذاري كتاب خودش مي گويد:
«كار ما اثر بسيار مهمي در ايران داشته است. البته متأسفانه هنوز حركت كاملاً موفقيت آميز نداشته است... اين كار خطرناكي است ولي مردم به اندازه اي شجاع بودند كه اين امور را انجام دهند.»91





سوزان مالونی
كارشناس امور ايران در مركز تحقيقاتي بروكينگز:

ما بايد اين را قبول كنيم كه براي مدت كوتاهي هم كه شده جمهوري اسلامي، با تمام تناقضات و منازعات آن، پابرجا خواهدماند، سياست ما بايد كل رژيم را در بر بگيرد



نقش رسانه ها در انقلاب هاي مخملي

طراحان انقلاب رنگي بيش از هر چيز، امكانات نويني را كه روند جهاني شدن در اختيار بشر امروز نهاده است، به خدمت مي گيرند. در دنياي كنوني، مسأله ي اصلي، تأثير به افكار عمومي است و حلقه مركزي براي اين تأثير، رسانه هاي جمعي و ارتباطات جهاني هستند. دست اندركاران انقلاب مخملي ماهرانه با امكانات تكنولوژي و ارتباطات مانند اينترنت آشنايي دارند. سايت هاي انتقادي را عليه نظام سياسي هدف سازمان مي دهند، پيام هاي كوتاه را از طريق تلفن هاي همراه رد و بدل مي كنند. همچنين از تلويزيون و ... استفاده مي كنند. كاركرد مهم رسانه هاي نوين كه كنترلشان دشوار است، تأثير بر افكار عمومي و بسيج آن ها است.


به طور كلي يكي از ويژگي هاي مشترك انقلاب هاي مخملي، نقش خاص رسانه هاي نوين و فناوري هاي جديد است. رسانه ها، نقش وصل كننده ساير ويژگي ها را دارند و ارتباط بين احزاب، جنبش هاي دانشجويي، بنيادها و سازمان هاي غير دولتي و به ويژه توده هاي مردم را با همديگر تسهيل مي كنند.92




موضوعات مرتبط: دست های نامرئی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۹۲ | 18:38 | نویسنده : FotROs |

پايه هاي طرح براندازي در سكوت

نويسنده: محمد عبدالهي



رويكرد غرب به موضوع براندازي نظام ايران

بعد از دوم خرداد 76 و آغاز حاكميت اصلاح طلبان، پروژه ي براندازي نرم بيش از پيش مورد توجه عناصر ضد انقلاب و اصلاح طلبان افراطي قرار گرفت. كتاب براندازي در سكوت در اين رابطه مي نويسد:

«از آنجا كه جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي طي بيش از دو دهه ي اخير، يك تهديد اساسي براي اهداف استكباري آمريكا شمرده مي شده است، مي بايست تحليل جامع و مانعي از شرايط جديد جهاني و تأثيرات آن بر امنيت ملي خود داشته باشد؛ چه اگر شناخت، دقيق و به اصطلاح ميكروسكوپي باشد، مي تواند با اتخاذ يك ديپلماسي فعال و به جريان انداختن يك گفتمان بين المللي در عرصه ي صلح جهاني از يك سو و اتخاذ تاكتيك هاي اطلاعاتي، امنيتي و بازدارنده از سوي ديگر، فرصت هرگونه بهره برداري را از آمريكا بگيرد.



«اما هنري كسينجر در كتابي كه به تازگي انتشار داده، خواستار ادامه تحريم ها عليه ايران شده و بالاخره متوجه سياست صحيح در مقابله با دولت هايي مانند شوروي و ايران شده است ولي برنت اسكوكرافت هنوز اين مطلب را نگرفته و خواستار انجام سياست هايي است كه در رابطه با شوروي موثر نبوده است.»



طي يك دهه ي اخير همواره رفتار آمريكا نسبت به جمهوري اسلامي ايران معطوف به استراتژي جامع «براندازي خاموش» بوده و راهبردها و تاكتيك هاي بكاررفته عليه تهران از هنجارهاي درون دالان طرح براندازي گذر كرده است؛ از اين رو براي رفتارشناسي اقدامات استراتژيست هاي آمريكايي در قبال ايران، در شرايط جديد جهاني مي بايست تحركات درون اين مدل به دقت بررسي شود.



موضوعات مرتبط: دست های نامرئی

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۱ | 10:33 | نویسنده : FotROs |

اصلاح طلبان آمريكايي و براندازي در سكوت دست هاي نامرئي

نويسنده: محمد عبدالهي

سعيد حجاريان از نظريه پردازان اصلاح طلب، در ايام اصلاحات تئوري «فشار از پايين، چانه زني از بالا» را به عنوان نقطه آغاز تغيير مطرح نمود، وي ابعاد اين نظريه را اينگونه تشريح كرد:
« ما راهي جز فشار از پايين و چانه زني از بالا نداريم. فشار از پايين و چانه زني از بالا معطوف به دو پويش جمهوريت و مشروطيت است. يعني حضور گسترده مردم در صحنه و نخبگاني كه بتوانند از اين انرژي و نيرو استفاده كنند و با باز كردن فضاي سياسي، مطالبات خود را مطرح كنند.»75
سعيد مدني از ديگر اصلاح طلبان ليبرال خواه بود كه در اظهاراتي كه ناظر بر آغاز مرحله ي «مشروعيت قهقرايي» و اهداف نهفته در آن است، اظهار داشت:
«بعد از دوم خرداد، ثابت شد كه نيروهاي نظامي و انتظامي به عنوان سدي رخنه ناپذير هستند و مانع اهداف ما مي باشند. قوه قضاييه و اطلاعات نيز يك مانع عمده مي باشند. صدا و سيما هم با توجه به اينكه حدود
نود در صد مردم از طريق آنها تغذيه مي شوند و حدود ده درصد از مطبوعات، لذا بدون داشتن اين رسانه، نمي توانيم كاري موثر داشته باشيم. اگر دور بعدي ما بخواهيم آقاي خاتمي را انتخاب كنيم، يا اگر ايشان نتواند اهداف ما را تامين نمايد و ما بخواهيم شخص ديگري را روي كار بياوريم، بايد به اين دستگاه ها دست يابيم و اگر بخواهيم اين كار انجام شود بايد جوي درست كنيم كه مسئولين اين مراكز براي حفظ نظام به عنوان تكليف كناره گيري كنند. و ما در اين ميان از فرصت جابجايي و تعويض مسئولين استفاده كرده و كار نفوذ در اين دستگاه ها را انجام دهيم.»76


موضوعات مرتبط: دست های نامرئی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ | 18:15 | نویسنده : FotROs |

هانتينگتون و تئوري استحاله حاكميت

نويسنده: محمد عبدالهي


عليرضا علوي تبار نيز در مقاله اي ويژگي هاي جنبش هاي اصلاح طلبانه را اين گونه معرفي مي كند:
«ويژگي هاي اين جنبش هاي اصلاح طلبانه اي مدرن، كه به شيوه هاي دمكراتيك رخ مي دهند، عبارتند از:
1- مبتني بر جنبش توده اي نباشد و بر فعاليت نهاد هاي مدني استوار باشد؛
2- از خشونت و ابزارهاي قهر آميز بهره نگيرد؛
3- مبارزه را فقط به سياست تقليل ندهد و حتي المقدور در ابعاد مختلف بكوشد؛
4- به دنبال تحولات انفجاري و ناگهاني نباشد و از تدريج و گام به گام بدون استقبال كند؛
5- به جاي برخورداري از رهبري فرهمند، متكي به رهبري جمعي و حساب گرايانه باشد.»65
با توجه به مباحث ذكر شده، مي توان نتيجه گرفت كه در
جنبش هاي اجتماعي مشتركاتي مثل هدف و برنامه ي واحد، ايدئولوژي، ارزش ها و رهبري واحد و هماهنگي بين نيروهاي جنبش بايد وجود داشته باشد تا به آن عنوان جنبش اجتماعي تعلق بگيرد، چه اصلاحي و چه اصتعلابي باشد.
در ارزيابي و بررسي رخداد دوم خرداد و مقايسه ي ويژگي هاي آن با تعاريفي كه براي جنبش هاي اجتماعي در نظر گرفته شده اين نتيجه به دست مي آيد كه هدف و برنامه ي واحد، ايدئولوژي و ارزش هاي مشترك و هماهنگي نيروهاي مختلف آن، هيچ كدام، آن گونه كه در جنبش هاي اجتماعي بايد باشند در رخداد دوم خرداد نبود.66
در مجموع، نظرات شارپ به وضوح گوياي نقش جنبش هاي اجتماعي در براندازي نظام هاي حاكم بر كشور آن هم به صورت نرم و خشونت پرهيز است. اما آنچه كه بيان آن در اين بخش ضروري مي نمايد، اشاره به اين مطلب است كه شارپ و هم قطارانش تنها به بيان نظري و تئوريك اين مطالب اكتفا نكرده و به عنوان استراتژيست هاي گونه هاي براندازي نرم به تدريس اين مباحث در قالب كارگاه هاي آموزشي و همچنين تدوين جزوات عملي و اجرايي براي آموزش قدم به قدم نافرماني مدني67 پرداخته اند. جالب است بدانيد كه افرادي از كشور ما نيز در اين گونه دوره ها شركت داشته و به عنوان مبلغين اين نظريه در كشور فعاليت مي كنند؛ به علاوه پشتيباني اينترنتي گسترده اي كه در سايت هاي مختلف غير ايراني و همچنين ايراني ضد انقلاب از اين جزوات و سخنراني ها در قالب انتشار و تبليغ آن ها به عمل مي آيد68 به وضوح از اين پويش دشمنان نظام به منظور ترويج اين شيوه براي براندازي انقلاب حكايت دارد.


موضوعات مرتبط: دست های نامرئی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۱ | 18:16 | نویسنده : FotROs |
نیروی فتنه گران از فرمول براندازي جين شارپ

نويسنده: محمد عبدالهي

    

تطبيق فرمول براندازي جين شارپ با اتفاقات پس از انتخابات در برخي اظهارنظرها و بيانيه هاي فتنه گران قابل ردگيري است؛ تمركز بر تئوري جين شارپ مبني بر ضرورت ايجاد همبستگي اجتماعي و تشكيل هسته هاي به هم پيوسته حاصل از پيوند خوردن  جنبش هاي اجتماعي همان موضوعي است كه كانديداي شكست خورده انتخابات نيز با رونوشت برداري كامل از نسخه جين شارپ ارايه نموده است:

«آن چيزي كه به عنوان جامعه زنده و فعال نام مي بريم،جامعه اي كه بصورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واكنش نشان مي دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست خود را از ميان مي برد، تركيبي تشكيل يافته از چنين شبكه قدرتمندي است. وظيفه اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورت فطري از جامعه هاي كوچك و بزرگ حتي احزاب و تشكل هاي سياسي ماسرمي زند كه به صورت
هسته هاي معين براي چنين شبكه اعمال كنيم.
از مهم ترين قوت اين شبكه، شكل طبيعي اجزاي آن است اين واحدها عبارت از گروه هاي كوچك اما بسيار متكثر از هم فكراني است كه در غالب روابط سابقه دار دوستي يا خويشاوندي يا همكاري، نسبت به هم، آشنايي و اعتماد پيدا كرده اند؛ به صورتي كه انحلال آن ها امكان پذير نيست، زيرا به معناي انحلال جامعه است. اين واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبكه اجتماعي موثري را شكل نمي دهند. با اين همه اولين قدم در راه حل پيشنهادي اينجانب آن است كه ما ايرانيان، در هر كجاي جهان كه هستيم، بايد اين هسته هاي اجتماعي را در ميان خود تقويت كنيم. بايد خانه هايمان را رو در روي يكديگر بسازيم؛ به تعبير قرآن
خانه هاي خود را قبله قرار دهيم، يعني به اين هسته هاي اجتماعي كه واحدهاي بنيادين جامعه ما هستند بپردازيم، اهميت آن ها را بشناسيم و بيش از بيش به آن ها رو كنيم تا قدرت هاي نهفته اي كه دارند براي ما ظاهر شود. خانه هاي خود را قبله قرار دهيم؛ يعني اگر تا بيش از اين هر دو ماه يك بار همديگر را ملاقات مي كرديم اينك هفته اي دو بار گرد هم جمع شويم. قدرت شبكه هاي اجتماعي ما در اين امر است.



موضوعات مرتبط: دست های نامرئی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۰ | 19:59 | نویسنده : FotROs |
 جين شارپ ونظريه نافرماني مدني 

 نماي اجمالي كتاب «از ديكتاتوري تا دموكراسي»

جين شارپ در ابتداي كتاب خود به طرح يك مسئله پرداخته و آن را به عنوان مبنايي براي تمامي مباحث اين كتاب مفروض مي پندارد.

اين مبنا كه تحت عنوان گذار جبري و طبيعي جوامع به سوي روابط دموكراتيك معرفي مي شود، به عنوان رويدادي تغيير ناپذير در طول تاريخ معاصر جوامع بشري مورد اشاره قرار گرفته است. اين امر بيشتر به دليل باور به برتري غرب بر ديگر فرهنگها رخ مي دهد. از اين منظر تنها راه پيشرفت جوامع به غربي شدن و ارائه الگوي غربي باز مي گردد.

جين شارپ در مقدمه اين كتاب ضمن برشمردن مواردي از تلاش هاي مردم كشورهاي مختلف در جهت تحقق دموكراسي، ويژگي بارز اين مبارزات را خشونت و تحميل خسارات و صدمات بسيار بر دموكراسي خواهان مي داند؛ از اين رو هدف خود را از نگارش اين كتاب اين گونه عنوان مي كند:

«من تلاش نموده ام با دقت به كاراترين روش ها براي شكست دادن ديكتاتوري ها بينديشم، روش هايي كه تا حد ممكن كمترين رنج را به افراد وارد كند و تا حد ممكن باعث از ميان رفتن جان انسان ها نشود. در اين تلاش به سال ها مطالعه ام درباره ديكتاتوري ها، نهضت هاي مقاومت، انقلاب ها، افكار سياسي، سيستم هاي حكومتي و به خصوص مبارزات واقع بينانه بي خشونت توجه نموده ام.»46

وي براي اثبات برتري مبارزات خشونت پرهيز بر ديگر گونه هاي مبارزه، از طريق تقبيح و ناكارآمد جلوه دادن كلي? فرض هايي كه مي تواند به عنوان جايگزين اقدامات بدون خشونت تصور گردد، وارد عمل مي شود؛ اما پيش از اين، ابتدا ليستي از كشورهايي را كه از اين روش براي كسب آزادي بهره برده اند بدين بيان ارائه مي كند:

نويسنده: محمد عبدالهي

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


موضوعات مرتبط: دست های نامرئی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۰ | 20:33 | نویسنده : FotROs |

جرج سوروس؛ پدر انقلاب هاي مخملي


طراح اصلي انقلاب مخملي


«جورج سوروس» 38 در 12آگوست 1930 (21/5/1309) در بوداپست مجارستان متولد شد. وي يك يهودي است كه با مدرك هويت جعلي در بخشي از مجارستان كه توسط نازي ها اشغال شده بود در پناه دوستان خانوادگي اش بزرگ شد. او در دوران پس از جنگ با فرار از قوانين كمونيست ها در دانشكده معروف اقتصاد لندن شروع به تحصيل كرد. سوروس در سال 1956 به ايالات متحده آمريكا مهاجرت كرد و در همين سال بود كه انقلاب مجارستان به وقوع پيوست. طي سه دهه پس از آن، او توانست به عنوان مدير صندوق مالي و متخصص در امنيت مالي و معامله هاي ارزي در حدود 7ميليارد دلار سرمايه جمع كند. در حالي كه ديوار برلين فرو پاشيد، سوروس اعلام كرد كه نيمي از ثروت خود را صرف دموكرات سازي اتحاد جماهير شوروي سابق كرده است. 39 سوروس خود را پيرو فيلسوف مشور «كارل پوپر» 40 مي داند. از وي در تحليل ها و مقاله هاي رسانه هاي خارجي اغلب به عنوان «سرمايه دار بزرگ آمريكايي و يكي از معماران اصلي انقلاب مخملين» نام برده مي شود.
فعاليت سوروس با هدف ايجاد زيربناي اجتماعي و سياسي «جامعه باز» 41 صورت مي گيرد و اغلب نيز معتقدند هدف از طرح هاي خيريه سوروس نه حمايت از علم و آموزش بلكه ايجاد تغييرهاي تمدني در كشورها مي باشد.
بر مبناي ادعاي رسانه هاي آمريكايي، جورج سوروس در سال هاي اخير مبلغ 4ميليارد و 600ميليون دلار آمريكا به ايالات متحده و ديگر كشورهاي جهان براي امور خيريه اهدا كرده است.
تامين مالي و سرمايه گذاري هنگفت سوروس در كشورهاي مختلف بر روي محورهاي زير استوار شده است:
- ايجاد شبكه اطلاع رساني و تاسيس فرستنده هاي راديويي و تلويزيوني عليه كشورها؛
- ايجاد سيستم آموزشي موردنظر؛
- حمايت از روزنامه ها و تلويزيون
- توسعه فرهنگ (فرهنگ سازي)؛
- تاسيس انجمن وكلاي مدافع در كشورها؛
- حمايت از مطبوعات آزاد؛
- حمايت از برنامه دموكراسي و رسانه ها؛
- حمايت از پروژه تكثير دموكراتيك رسانه اي؛
- حمايت از مطبوعات قومي و محلي؛
- حمايت از اپوزيسيون داخل و خارج؛

- راه اندازي و حمايت از فعاليت سايت اينترنتي و خبرگزاري در كشورها (به عنوان مثال سايت ورارود در تاجيكستان)

نويسنده: محمد عبدالهي

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


موضوعات مرتبط: دست های نامرئی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ | 19:19 | نویسنده : FotROs |
گام اول دشمن: حمایت مالی از رسانه های ضد انقلاب


.:.جنگی به قدمت سه دهه

معارضه با نظام يك سابقه سي ساله در اين انقلاب دارد، چيز جديدي نيست؛ اشكال معارضه گوناگون بوده است، اما هميشه بوده است، شدتاً، ضعفاً، متناسب با وضعيت ما در داخل بوده؛ هرجا احساس كردند و هروقت احساس كردند، مي توانند حضور قوي تري پيدا كنند، ضربه اي را كه مي توانستند - به خيال خود - وارد كردند.

مقام معظم رهبري (مدظله العالي)، 4/6/88

از زمان استقرار جمهوري اسلامي، ايالات متحده آمريكا و قدرت هاي غربي رويكرد براندازي و تغيير نظام سياسي ايران را در پيش گرفتند. پي گيري اين هدف با دو شيوه صورت گرفت: شيوه اول؛ به كارگيري قدرت سخت بود كه طراحي كودتا، حمايت و تحريك جنگ داخلي، تحميل و حمايت از جنگ هشت ساله عراق عليه ايران و نيز وضع تحريم هاي اقتصادي سنگين را به اجرا درآورد. شيوه دوم كه پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي مورد توجه قرارگرفت و پس از حوادث يازده سپتامبر 2001 جديت بيشتري يافت، استفاده از قدرت نرم و توسل به «براندازي نرم» مي باشد.

پيامدهاي ناگوار به كارگيري قدرت سخت در جنگ افغانستان و عراق از يك سو و تجربه هاي موفق انقلاب هاي رنگي در كشورهاي پساكمونيستي از سوي ديگر، ايالات متحده و ديگر قدرت هاي غربي را در توسل به شيوه نرم براندازي عليه جمهوري اسلامي مصمم تر نمود.

دخالت آشكار و حمايت قدرت هاي سلطه جوي غربي از راه اندازي «كودتاي مخملي»14 در ايران كه درپي حوادث بعد از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري صورت گرفت، اميدواري آن ها به شيوه هاي براندازي نرم را نشان مي دهد.

نويسنده: محمد عبدالهي

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


موضوعات مرتبط: دست های نامرئی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۹ | 11:54 | نویسنده : FotROs |

استراتژي قرن 21 آمريكا همه راه ها به ايران ختم مي شود

 

مقدمه

 با وجود گذشت حدود نيم قرن از رويارويي آمريكا با ايران و بيش از سه دهه خصومت آشكار كشورهاي غربي با جمهوري اسلامي، برخي افراد در باور اين مسأله هنوز هم دچار ترديد و يا در موضع انكار هستند. وجود مسأله اي به نام «دشمن» و اقتضاهاي خاصي كه اين دشمني در پي دارد در نظرگاه اين عده، امري بي اساس و بر پايه ي «توهم» است. از سويي ديدگاه هاي مخالفي نيز وجود دارند كه نه تنها وجود سياست هاي دشمنانه ي بسياري از كشورهاي غربي و به خصوص آمريكا را عليه نظام اسلامي باور دارند ، عمق اين دشمني را در تقابل ريشه اي اسلام و مكاتب غربي تفسير مي كنند.1 اين گروه، عمده ي كاستي ها، چالش هاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي كشور را در ربط مستقيم با سياست هاي اعمال شده از سوي اين كشورها ارزيابي مي نمايند.

در اين ميان كدام گزينه به واقعيت نزديك تر است؟ آيا كشورهاي غربي و به خصوص آمريكا در شرايطي عادي و براساس منطق استاندارد ديپلماتيك به جمهوري اسلامي مي نگرند؟ و آيا با لحاظ اصول اساسي استقلال و احترام متقابل با نظام جمهوري اسلامي مواجه شده اند؟ آيا براساس ادعاي طيف دوم، سناريوهاي هدفمند و برنامه ريزي هاي منسجمي براي مقابله، تضعيف و حتي براندازي نظام اسلامي در ايران طراحي شده و به اجرا در آمده است؟

براي پاسخ دقيق به اين پرسش ها و به منظور شفاف شدن حقايق موجود در اين رابطه، لازم است به رهيافت ها و نگرش هاي متعددي كه طي سال هاي اخير در آمريكا و اروپا عليه ايران اسلامي شكل گرفته اند، نگاهي كوتاه بيندازيم.

  نويسنده: محمد عبدالهي

لطفاً برای خواندن مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


موضوعات مرتبط: دست های نامرئی

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سی ام مهر ۱۳۸۹ | 18:22 | نویسنده : FotROs |