رشته قتل ها سردراز دارد...


مواضع و تحليل رهبر انقلاب از فتنه قتل هاي زنجيره اي


مقام معظم رهبري در واكنش به اين رويداد نفرت انگيز و بي سابقه ضمن محكوم كردن آن، اين واقعه را توطئه اي پيچيده ارزيابي كردند كه از سوي دشمنان انقلاب اسلامي طراحي و به واسطه چهره هاي داخلي آن ها به اجرا گذاشته شد. در نگاه معظم له اين توطئه با هدف ايجاد فتنه بين جناح هاي سياسي و ضربه زدن به ستون فقرات امنيت ملي يعني، وزارت اطلاعات صورت پذيرفت.
    در بخش هايي از اين سخنراني مهم كه در اوج درگيري ها و منازعات و اتهامات بي اساس ايراد و در فرو نشاندن آن التهابات گدازنده نيز بسيار مؤثر بوده، آمده است:
    «اين حادثه، حادثه ي بي سابقه يي براي كشور ما بود. تاكنون چنين چيزي براي ما پيش نيامده بود. براي مردم هم حادثه ي جديد و مهم و قابل توجهي بود. اولاً اين حادثه با همه ي خصوصياتي كه دارد. . . مثل همه ي حوادث ديگري كه از اول انقلاب در اين كشور به وجود آمده است، موجب شد كه دشمنان ما در هر جاي دنيا كه بودند، خوشحال شوند و از آن به عنوان يك وسيله و مستمسكي براي ضربه زدن به نظام - نه يك شخص خاص، نه يك جناح خاص، نه به اصل اين قضيه كاري داشته باشند - استفاده كنند، همين كار را هم كردند. اين استفاده را براي ضربه ي تبليغاتي كردند، اما فعلاً كه به فضل الهي كار ديگري از آن ها ساخته نيست. كاري كه مي توانند بكنند، اين است كه بوق هاي تبليغاتي را عليه انقلاب و عليه نظام و عليه مسئولان بلند كنند. هر چه كه مي توانند بگويند و تهمت هاي خودشان را تكرار كنند. كدام حادثه ما از اول انقلاب اين طوري نبوده است؟ كدام حادثه ي تلخ يا شيريني در اين مملكت اتفاق افتاده كه راديوها - راديوي آمريكا، راديوي بي بي سي، راديوي صهيونيست ها و راديوهاي گوناگون ديگري كه هست - حرفي كه در آن اميدي براي ملت ايران داشته باشد، زده باشند؟. . .
    در اين حادثه هم اين گونه است. لذا بنده كه بيست سال است از نزديك با جزييات برخوردهاي تبليغاتي با خودمان مواجهم، از اين جنجالي كه راديوهاي بيگانه در اين حادثه درست كردند، تعجب نمي كنم. البته از بعضي كارهاي خودي ها تعجب مي كنم! از كار بعضي از اين مطبوعاتي هاي خودي و رسانه هاي داخلي تعجب مي كنم! اين ها درست مثل بچه ي بي عقلي عمل كردند كه پدرش مثلاً در يك برخورد زباني با يك آدم خبيث بد جنس بد زباني درگير باشد و اين بچه ي بي عقل هم از روي بي توجهي به موقعيت، بنا كند پدر خودش را مثلاً مسخره كردن، اين ها چنين موضعي گرفتند! البته حالا اين نگاه خوشبينانه است، مبني بر اين است كه اين ها غرض و مرض و ارتباطي ندارند، اگر اين چنين باشد، كه بحث ديگري است. . .
    اما چند نكته را من بايد عرض بكنم. اولاً اين قتل هايي كه اتفاق افتاد، چيزهاي بسيار بدي بود، حوادث زشت و نفرت آور و حقيقتاً در خور محكوم كردن بود. آن كساني كه اين ها را محكوم كردند، بجا محكوم كردند. اين ها علاوه بر اين كه قتل بود، جنايت بود، با روش هاي بد و غير قانوني بود. علاوه بر اين موجب درگير شدن نظام جمهوري اسلامي - با اين همه مسائلي كه دارد - به مسائل بي خودي و بيهوده شد. الان ما مسائل اقتصادي داريم، مسائل گوناگون داريم، مسأله نفت داريم، مسئله تجارت خارجي داريم، مسأله ي صادرات غير نفتي داريم، مسئله پول داريم، مسئله ارز داريم، مسائل سياست خارجي داريم، حالا در لابلاي اين همه مشكلاتي كه دولت با اين ها درگير است و دارد دست و پنجه نرم مي كند و همه ي مسؤولان دولتي هم براي كارهاي خودشان مشغول تلاش سختند. ناگهان يك قضيه ي اين طوري هم براي نظام درست كنند، اين زشتي اين حادثه را چند برابر مي كند. بنابراين اين حوادث، واقعاً حوادث بدي بود. . .
    عده يي درصددند از وزارت اطلاعات انتقام بگيرند و حالا اين بهانه ي خوبي برايشان شده است، مسئولان وزارت اطلاعات ما، چه آن وقتي كه اين وزارت شكل سازماني وزارت پيدا كرد و چه قبل از آن، كه همين مسئولان وزارت و همين دست اندركاران بودند و كار مي كردند. همين مديراني كه اغلبشان حالا هم هستند، اين ها بزرگ ترين خدمات را به اين كشور كردند. شما نمي دانيد كه اين ها چقدر خدمت كردند. . .
    اگر اين عناصر اطلاعات نبودند، اگر اين مجموعه نبود، شما خيال مي كنيد كه اين انقلاب جان سالم بدر مي برد؟ پدر همه را در مي آوردند. اين همه عناصر نفوذي و گروه ها و تيم هاي تروريست از مرزهاي غربيمان، متأسفانه قبل از جنگ و اثناي جنگ و در تمام طول اين مدت همراه با بمب هاي گوناگون و با لباس هاي گوناگون تا خود تهران مي آمدند! چه كسي جلوي اين ها را مي گرفت؟ چه كسي جلوي ترورها را در اين كشور گرفت؟ چه كسي توانست موج ترورها را در اين كشور متوقف كند؟ همين برادران وزارت اطلاعات، همين مديران لايق، همين جوانان با اخلاص، حالا يك اتفاقي افتاده است و چند نفر در آن جا جرمي را مرتكب شده اند، براي خاطر آن ها، عده يي مي خواهند از اصل وزارت اطلاعات انتقام بگيرند! عليه وزارت اطلاعات تبليغات مي كنند و حرف مي زنند! اين كمال بي انصافي است، اين ظلم مسلّم است.
    من به مسئولان وزارت اطلاعات، به مديران، به معاونان، به وزير، به مديراني كه در سراسر كشورند، عرض مي كنم كه عزيزان! همان طور كه در پيام رئيس جمهور محترم هم بود - و من واقعاً از آن پيام خوشوقت شدم؛ پيام خوبي بود - مبادا روحيه تان را از دست بدهيد؛ سنگرهايتان را محكم حفظ كنيد و از اين ملت دفاع نماييد. امروز جنگ دشمن با ما، جنگ تبليغاتي است، تا در زير لواي فتنه ي تبليغات بيايند جنگ اطلاعاتي و امنيتي كنند و باز موج ترور راه بيندازند؛ همچنان كه حالا شروع كرده اند.
    نكته ي بعد اين است كه اين قضيه تمام نشده است. به نظر ما، اين رشته هنوز سر درازتر از اين دارد. با توجه به تجربه ي خودم در زمينه هاي گوناگون اداره ي كشور در طول اين بيست سال و آشنايي با جريان هاي سياسي داخلي و خارجي من نمي توانم باور و قبول كنم كه اين قتل هايي كه اتفاق افتاد، بدون يك سناريوي خارجي باشد، چنين چيزي ممكن نيست. اين قتل ها به ضرر ملت ايران بود، به ضرر دولت بود، به ضرر حكومت بود. يك گروه داخلي كه جزو اطلاعات هم باشند، هر چه هم حالا فرض كنيد كه متعصب باشند و بناي اين كار را داشته باشند، در سطوحي از وزارت اطلاعات كه اهل تحليلند، امكان ندارد دست به چنين قتل هايي بزنند. اين افرادي كه كشته شدند، بعضي ها را ما از نزديك مي شناختيم، اين ها كساني نبودند كه يك نظام، اگر بخواهد اهل اين حرف ها باشد، سراغ اين ها برود. اگر نظام جمهوري اسلامي اهل دشمن كشي است، دشمنان خودش را مي كشد، چرا سراغ فروهر و عيالش برود؟ مرحوم فروهر، قبل از انقلاب دوست ما بود، اول انقلاب همكار ما بود، بعد از پديد آمدن اين فتنه ها سال 60 دشمن ما شد؛ اما دشمن بي خطر و بي ضرر. بيني و بين الله، فروهر و همسرش - اين دو مرحوم - دشمنان ما بودند، اما دشمنان بي ضرر و بي خطر، اين ها هيچ ضرري نداشتند، نه به جايي وابسته بودند - كه ما آن را مي دانستيم - الان كساني در داخل دارند فعاليت مي كنند كه يقيناً به دستگاه هاي خارجي وابستگي دارند، اما دستگاه با اين ها كاري ندارد، به سراغ كسي مي رود كه واقعاً دشمنش بوده است و نه اقتداري داشتند، حزبي با عناصر خيلي معدودي داشتند كه سال هاي متمادي اين حزب بود. اين چنين دشمني كه در داخل كشور هست، مرتب عليه نظام اطلاعيه هم مي دهد، ديگران هم مي گويند كه بله، در داخل ايران مثلاً آقاي فروهر اطلاعيه داد - داده باشد - اما كسي از مردم كه او را نمي شناخت، كسي كه با او آشنايي نداشت، كسي كه تحت نفوذ و تأثير حرف هاي او نبود، ايشان معروفيتي در ميان مردم نداشت، نفوذي نداشت، دشمن بي خطري بود، انصافاً آدم نانجيبي هم نبود، البته ما دشمناني هم داريم كه انصافاً نجيب نيستند، اما مرحوم فروهر و مخصوصاً عيالش نه، آدم هاي نانجيبي نبودند، حالا شما فكر كنيد كسي كه مثل فروهر را مي كشد، آيا اين فرد مي تواند دوست نظام باشد؟ مي تواند براي نظام كار بكند؟! چنين چيزي معقول است؟! من اين را باور نمي كنم. آشنايي من با مسايل سياسي اين بيست ساله و قبل از اين در دوران انقلاب، آشنايي با اشخاص، آشنايي با جريانات سياسي، آشنايي با توطئه هاي گوناگوني كه از اطراف دنيا هميشه در جريانش بوده ايم، اجازه نمي دهد كه من باور كنم كه اين كار عناصري است كه اين ها با نظام مسأله يي ندارند و نمي خواهند عليه نظام كار كنند.
    بعضي از اين دو، سه نفر نويسنده يي هم كه متأسفانه در اين حادثه كشته شدند، اسمشان را بنده هم نشنيده بودم. الان بنده غالباً مجلات و كتاب ها و تازه هاي فرهنگ را مي بينم. من آدمي نيستم كه يك نويسنده و روشنفكر معروفي در كشور باشد و او را نشناسم. البته شايد مثلاً در بعضي از محافل فرهنگي يا غير فرهنگي خارجي، اين ها را مي شناختم، اما در داخل آن قدر معروف نبودند كه بنده اسم اين ها به گوشم خورده باشد. بعضي هايشان را هم كه اسمهايشان را شنيده بودم، جزو روشنفكران درجه يك اين كشور نبودند. افرادي كه مردم اين ها را نمي شناسند، مردم از كتاب ها و نوشته ها و آثار فكري اين ها هيچ خبري ندارند و كسي از اين ها حرفي نمي شنود، برد تبليغي ندارند. آن دستي كه به فكر مي افتد بيايد اين ها را تصفيه كند و به قتل برساند - يا در داخل خانه هاشان، يا در ميان راه، يا در خيابان، يا در بيابان - مگر مي تواند بيگانه نباشد و تابع يك نمايشنامه ي از پيش طراحي شده يي نباشد؟!
    بايد بگردند اين ها را پيدا كنند. من به شما برادران وزارت اطلاعات دارم مي گويم، البته خصوصي هم پيغام داده ام و از شما خواسته ام. به آقاي رئيس جمهور هم تأكيد كرده ام، به مسئولان وزارت هم گفته ام، حالا هم به اين وسيله در حضور مردم از آن ها مي خواهم كه اين قضيه را دنبال كنند و سر نخ ها را پيدا نمايند. بايد هوشياري بخرج بدهند، ممكن است عواملي كه جزو وزارت بوده اند، افرادي باشند كه فريب خورده باشند و تحت تأثير آن ها قرار گرفته باشند، بايد گشت و عوامل و سر نخ ها را پيدا كرد و نبايد به اين آساني از آن گذشت. من عقيده دارم كه دستگاه اطلاعاتي ما بحمدالله اين ظرفيت را دارد. تا حالا نشان داده است كه قدرت دارد، ظرفيت دارد و مي تواند كارهاي بزرگ را انجام بدهد، اين كار هم از همان كارهاست. »276
    در اين كش و قوس و در حالي كه پرونده قتل هاي زنجيره اي همچنان در جريان بود، ناگهان خبر خودكشي سعيد امامي277 بر روي آنتن ها مي رود و همه را در بهت و ناباوري فرو مي برد.
    با خودكشي سعيد امامي بر ابهامات اين پرونده پيچيده افزوده مي شود، اين بار نيز حسينيان هرگز خودكشي را باور نكرد. او يك سال پس از اين واقعه بحران ساز، در جمع عمومي مردم كرمانشاه مطلبي را نقل كرد كه از سوي هيچ نهاد مسئولي، حتي وزارت اطلاعات تكذيب نشد. ايشان در ضمن سخنان خود در جمع مردم كرمانشاه گفته بود:
    «بعد از اثبات بي گناهي گروه اخيري كه دستگير شده بودند (متهمان قتل ها)، جريان شكنجه اين ها روشن شد. ماجرا از اين قرار بود كه در ماه مبارك رمضان خبر آوردند كه دو نفر از متهمين قتل هاي زنجيره اي در بيمارستان بقيه الله بستري و در حال مرگ هستند. به هر حال موضوع به دفتر مقام معظم رهبري رسيد و از آنجا با جناب آقاي هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه مطرح شد. نماينده اي فرستادند و مشخص شد كه همسر سعيد اسلامي را اين قدر شكنجه كردند كه به گفته آن نماينده كه رفته بود و ديده بود، حتي استخوان كف پايش مشخص شده و بيرون آمده بود. وقتي اين مسئله روشن شد، من هم در يك سخنراني در مشهد اعلام كردم كه اين افراد كه دستگير شده اند، بي گناه هستند و بازجوهايي كه از طرف دولت تعيين شده اند، از جانب سعيد حجاريان هستند و قتل ها يك توطئه است و جريان رسيدگي نيز يك توطئه است. شش يا هفت ماه قبل از كشف ماجرا، اين خبر را در مشهد اعلام كردم. روزنامه ها هم خيلي جوسازي كردند و سر و صدا كردند. بعد فهميدند كه حق با بنده بوده و آن پيش بيني كه بنده كردم درست از كار درآمد. هم بي گناهيشان و هم تحت شكنجه قرار گرفتن و هم بازجوها از يك جناح بودند و مي خواستند پرونده قتل ها را منحرف كنند.
    شبي در حضور نزديك به 30 نفر از دوستان من بود كه از قول آقاي خاتمي پيام دادند كه آقاي خاتمي سلام رساندند و از شما خواهش كردند در اين ماجرايي كه كشف شده، شما سكوت كنيد و من هم از طرف ديگر، از آنها278 مي خواهم فتيله بحث قتل ها را بكشند پايين و اين مسأله را خودم پيگيري و حل مي كنم. حالا خوشبختانه 30 نفر شاهد بود، اگر نبود اين ها الان انكار مي كردند. دوستان به آن وزير محترم پرخاش كردند كه چه معنا دارد، شما به آقاي حسينيان مي فرماييد بايد سكوت كنند و از طرف ديگر مي گوييد فتيله را پايين بكشند. من هم به آن وزير گفتم: من هيچ وقت دنبال تشنج نبودم. در كشوري كه بزرگان قوم جمع شدند يك پرونده را بررسي بكنند، بعد هم رسيدند به مطلبي كه يك بچه طلبه اي يك سال و نيم قبل، پيش بيني كرده بود كه الان درست درآمده است. من دوست ندارم كه مسئولين حكومت زير سؤال بروند. من در پاسخ به رئيس جمهور گفتم: شما بدانيد كه دوستان شما فتيله را پايين نخواهند كشيد. گفتم من به شماها بدبين هستم. من مي دانم فردا مي آيند دوباره پرونده رسيدگي را به گردن مقام معظم رهبري مي اندازند و اين جريان فاجعه شكنجه، بدتر از قتل هاي زنجيره اي بود. اگر شما به من فحش بدهيد، من كوتاه مي آيم، ولي اگر بدانم عليه رهبري بخواهيد سوء استفاده كنيد، من همه چيز را به مردم خواهم گفت، حالا هر چه بادا باد. »279
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    .672مقام معظم رهبري، 18 دي .1377
    .277 زمان خودكشي شنبه 29 خرداد .1378
    .278 منظور روزنامه ها است.
    .279 هفته نامه يالثارات الحسين، 27 مهرماه 1378، ص .7


موضوعات مرتبط: نقش رهبری در مدیریت بحران ها
برچسب‌ها: قتل هاي زنجيره اي , نقش رهبري در مديريت بحران ها , روزنامه كيهان , دوران اصلاحات

تاريخ : جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ | 17:58 | نویسنده : FotROs |