اين مفهوم همان دهكده جهاني معروف مارشال مك لوهان است كه مي خواست همه آدم ها مانند يك قالب درونش زندگي كنند و يك جور حرف بزنند و يكسان راه بروند و به يك صورت بپوشند و بخورند و بميرند! ممكن است كه به نظر بيايد در اين يكسان زنده بودن، آزادي وجود دارد ولي اين آزادي تنها در انتخاب رنگ هاست وگرنه فرم و مدل يكي است. مثلا حتما بايد كراوات بزني، حالا آزادي كه رنگش را انتخاب كني يا حتما بايد پيتزا بخوري، حالا نوعش را مي تواني بر گزيني و... .
مرحوم دكتر علي شريعتي در سخنراني «امت و امامت» درباره دمكراسي غربي و پيچيدگي آزادي در اين سيستم كه شبه روشنفكر ما را محو و مفتون خودش كرده، مي گويد:
«... در شورش جوانان فرانسه سال 1967 ديديم كه نه تنها فرانك بلكه دلار نيز در آراء فرانسه، نه تنها در آراء دست راستي ها يامحافظه كاران و يا سرمايه داران، بلكه در آراء دست چپي ها و جوانان و تحصيلكرده ها و دانش آموزان و دانشجويان فرانسه، پنهاني دست اندركار است. بيهوده نيست كه رييس جمهور آمريكا يا فرانسه و يا نخست وزير انگلستان در مبارزات انتخاباتي و در نطق هاي سياسي خود بيش از آنكه جانب توده مردم را بگيرند، با احتياط و وسواس و حتي با تملق و چاپلوسي مسائلي را طرح مي كنند كه بانكداران و قمارخانه ها و نژادپرستها را به رسالت سياسي خود معتقد سازند. زيرا يك قاچاقچي يا گانگستر در آمريكا صدبار از يك نويسنده يا متفكر براي رييس جمهور بيشتر راي جمع مي كند، زيرا بيشتر راي در اختيار دارد. تصادفي نيست كه مردي چون رابرت كندي در نطق هاي انتخاباتي خود مصلحت مي داند كه برخلاف انتظار افكار عمومي جهان از وي و حتي برخلاف مشي كلي سياست خارجي كه هميشه كندي ها ادعا مي كردند، رسما از اسراييل ستايش و جانبداري كند و با جهودهاي خرپول نيويورك كه سرنوشت سياسي ملت آمريكا را به كمك گانگسترهاي مافيا مي سازند، لاس بزند و براي آرائي كه با پول و جنسيت و هفت تير تهيه مي شود، شرف خويش را گرو بگذارد، اگرنه انتخاب نمي شود. بي شك اين پول است، اين قدرت است كه با استخدام تمام وسايل موجود تبليغاتي امروز، با استخدام تمام استعدادها و امكانات هنري و ادبي و اجتماعي... راي مي سازد. آري آزادند در دادن راي اما برده اند در ساختن راي! زيرا راي اش را با پول در مغزش جا داده اند و سپس آزادش گذاشته اند كه به هركه خواست راي بدهد. وضع سياسي امروز اروپا و آمريكا را اگر نگاه كنيم، اهانت بزرگي است. اگر بگوييم كساني كه با راي اكثريت مردم اروپا انتخاب شده اند، برجسته ترين و شايسته ترين انسانهاي امروز اين جامعه هاي نمونه قرن حاضر در تمدن و فرهنگ بشري اند! اينهم اهانت بزرگي به مردم اروپا و اهانت بزرگي به جامعه بشري است...»(105)


روشنفكرنماي عقب مانده و زنگ زده!
دكتر شريعتي درباره شيفتگي شبه روشنفكران به اين دمكراسي فريب كار و دروغين و روي ديگر سكه حقوق بشر غربي مي گويد:
«... هنگامي كه در اروپا فرياد انسان دوستان، شعار دمكراسي ـ ليبراليسم، آزادي هاي فردي انساني و حقوق بشر را اعلام مي كرد و تب انسان پرستي و اومانيسم تند شده بود و اين سخنان زيبا، شعرهاي لطيف و شورانگيز و شاهكارهاي موسيقي و تئاتر و نقاشي و... در ستايش آزادي و آزاديخواهي اشك در چشمان روشنفكران آسمان جل و انسان دوستان پاكدامن ساده دل، مي آورد، حكومت دمكرات ليبرال فرانسه، پس از انقلاب كبير كه باراي اكثريت مردم روي كار آمده بود، در يك اعلاميه رسمي اعلام كرد كه: خانم ها و آقايان! مردم فرانسه... هركس مي خواهد بمباران شهر آلژه يعني الجزيره (پايتخت الجزاير) را از نزديك تماشا كند، در روز فلان سال 1812 در فلان جا و فلان جا... كه جايگاه هاي مخصوصي است كه ارتش فرانسه براي تماشاچيان فرانسوي ترتيب داده است، مي تواند جا بگيرند و از نزديك عمليات ارتش را تماشا كند. آري اين حكومت ليبرال زاييده دمكراسي، به بمب بستن يك شهر بزرگ وقتل عام مردمي را گناهي جز ضعيف بودن ندارند، اعلام مي كند. همين حكومت دمكراسي و ليبرال وارث فرهنگ انقلاب كبير فرانسه، در يك روز 45 هزار نفر را در ماداگاسكار قتل عام مي كند. اين جنايات در قرون وسطي يا دوران لويي ها و كاخ نشينان ورساي اتفاق نيفتاده است...اين جنايات نه به دست كشيشان و انگيزيسيون ها و نه به دست سزارها بلكه به دست دمكراسي و ليبراليسم غربي انجام شده ومي شود...»(106)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
104- صفحات 200 و 201 همان
105- دكتر علي شريعتي ـ امت و امامت ـ انتشارات قلم ـ اسفند 1358 - صفحات 160 ـ 162
106- صفحات 163- 164 همان

 


موضوعات مرتبط: ردپاي فراماسونري در رسانه هاي مدعي اصلاح طلبي

تاريخ : یکشنبه هفتم شهریور ۱۳۸۹ | 12:55 | نویسنده : FotROs |