
ما منتظر صبح شب یلدائیم
آماده برای فرج فردائیم
فردا که عزیز فاطمه(عج)می آید
با "خامنه ای"به کربلا می آییم
«...امروزه، پس از پايان جنگ سرد، فضاي مناسبي فراهم آمده تا پژوهشگران تاريخ معاصر با نقش شبكه هاي پنهاني در تحولات سياسي، بيش از گذشته آشنا شوند و بدينسان حيطه پژوهش تاريخي را به تحولات آشكار محدود نكنند. در نخستين سال هاي پس از فروپاشي اتحاد شوروي (دهه 1990) پرده از راز شبكه هاي پنهاني برداشته شد كه از نخستين سال هاي دهه 1950 توسط سيا و ناتو در برخي كشورهاي اروپايي سازمان يافته بود. اعترافات آندروئوتي، نخست وزير وقت ايتاليا، درباره اين شبكه شوك عظيمي بر افكار عمومي و محافل سياسي غرب وارد ساخت. بي شك، از اين پس مورخ تاريخ معاصر نمي تواند از كنار نقش اين گونه شبكه هاي پنهان به سادگي بگذرد. در اوايل ماه نوامبر 1990، در پي فشار حقوقدانان ايتاليا براي افشاي راز ترورهاي سياسي 20 ساله اخير اين كشور و ارائه يك سند سرّي به پارلمان ايتاليا، جوليو آندروئوتي مجبور شد در برابر مجلس به وجود يك سازمان سرّي در اين كشور اعتراف كند. او در معرفي اين سازمان گفت: «اين شبكه مخفي متشكل از شهرونداني است كه با وسواس خاص انتخاب و براي خرابكاري، تبليغات و جنگ هاي چريكي آماده شده اند.» طبق اظهارات آندروئوتي، اين شبكه، كه به نام «گلاديو» خوانده مي شد، از سال 1951 به منظور مقابله با اشغال احتمالي قاره اروپا توسط اتحاد شوروي شكل گرفت و تا بدانجا گسترش يافت كه «هم اكنون» هزاران زن و مرد ايتاليايي در آن به فعاليت مشغول اند. به گفته آندروئوتي، رهبر حزب دمكرات مسيحي كه در سال هاي 1966-1969 معاون وزارت دفاع اين كشور بود، اين شبكه در كشورهاي بلژيك، هلند و فرانسه نيز سازماندهي شده است. اين شبكه تا بدانجا پنهان بود كه حتي بنيتو كراكسي، رهبر حزب سوسياليست ايتاليا كه در سال هاي 1983-1989 نخست وزير اين كشور بود، از وجود آن اطلاع نداشت. به دنبال اين حادثه، افشاگري هاي فراواني صورت گرفت؛ از جمله ريچارد برنك، مأمور پيشين اطلاعاتي، اعلام كرد كه «لژ فراماسونري P2 يك ساختار موازي ناتو بود و سازمان سيا ماهي ده ميليون دلار براي فعاليت آن مي پرداخت.» لژ P2 كانوني است پنهان از نخبگان بلندپايه ايتاليا. يكي دو سال پيش از اين حادثه گفته مي شد در آن 152 مقام بلندپايه دولتي و 195 افسر عاليرتبه نظامي (از جمله ژنرال و درياسالار) عضويت دارند. از درياسالار توريسي و درياسالار بيريندلي (فرمانده نيروهاي دريايي ناتو) به عنوان اعضاي سازمان ماسوني فوق نام برده مي شد. همچنين افشاگري هايي درباره رابطه ليچيو جلي، استاد اعظم لژ P2 ، با شبكه گلاديو و پرداخت كمك هاي مالي آمريكائيان به وي صورت گرفت...»(129)
اين شبكه هاي فراماسوني با توجه به اينكه در كشور ما از قدمتي 137 ساله برخوردارند، امروز نيز در قالب هاي مختلف به فعاليت مشغول هستند و همان اهداف هميشگي خود را در مقابله با اسلام و هويت ملي و باورهاي مذهبي مردم، دنيال مي كنند كه آنها را از خود بيگانه كرده و جذب فرهنگ هاي غربي بگردانند تا آسوده تر بتوانند حاكميت خود را دنبال نمايند. رديابي اين شبكه ها و اعضاي آنها اگرچه ممكن است در نگاه نخست دشوار و سخت به نظر برسد ولي خوشبختانه با توجه به اسناد و كتب و مطالبي كه از گذشته برايمان باقي مانده و با عنايت تحليل هاي مورخان و نويسندگان مستقل و غير ماسوني كه در طول اين دو دهه اخير، پس زمينه تاريخ نگاري فراماسوني را آشكار ساختند (و بخش ناچيزي از آنها در اين سلسله مقالات ارائه گرديد) معيار محكمي در اختيار داريم تا گفتار و نوشته جات و مطالب ديگران را با آن بسنجيم و دوري و نزديكي شان را با رسم و رسوم ماسون هاي تاريخ اين سرزمين محك بزنيم. باور كنيد نگاهي اجمالي و مقايسه اي اندك مي تواند تشابه عقيده بسياري از روشنفكرنماهاي امروزي و جريان شبه روشنفكري را (كه صاحب تريبون هاي رسانه اي قوي هم هستند) با اسلاف فراماسون خود روشن و معلوم سازد. تشخيص و تميز دادن اين افراد و جريانات با توجه به سابقه سياه و خيانت باري كه دارند و با تامل به وقايع و حوادث تاريك و تلخي كه همواره براي اين ملت به بار آورده اند، امروزه بسيار لازم و ضروري مي نمايد و مي تواند انقلاب اسلامي را در برابر بسياري آفات و آسيب ها مصون نگاه سازد و همچنانكه حضرت امام خميني (ره) در وصيت نامه سياسي- الهي خود فرمودند از دسترس نااهلان و نامحرمان دور نگاه دارد. خوشبختانه عنايات الهي و توجه خاص حضرت ولي عصر، صاحب الزمان (عج) هميشه شامل حال اين ملت و كشور بوده و رهبري هوشمندانه حضرت آيت الله خامنه اي هم همواره بر شناسايي اين عناصر خائن به ملت تاكيد داشته اند. از همين روست كه با نگاهي كوتاه به عقب، متوجه خواهيد شد كه در چه بزنگاه هاي تاريخي عنايات الهي به ياري ملت ايران آمده و توطئه دشمنان را نقش برآب ساخته است: در هجوم عوامل فراري و منزوي ماسوني پس از پايان جنگ به عرصه فرهنگ و هنر اين مملكت كه همگي خوشبختانه افشاء و تار و مار شدند، در مقابله با ورق پاره هايي كه همچون گذشتگان خود در دوران پهلوي (نشريات فراماسوني تهران مصور، صبح امروز، آيندگان، اميد ايران، خواندني ها، فردوسي، سپيد و سياه و سخن و... ) عليه اسلام و ارزش هاي اسلامي تبليغات مي كردند و با هشياري رهبر فرزانه انقلاب و مردم مسلمان تيرشان به سنگ خورد، در غائله 18 تير 1378 و تمامي توطئه هايي كه تحت عنوان به اصطلاح جنبش دانشجويي پس از آن علم شد و امروز شاهديم كه سردمداران آن جريانات، خيال خود را راحت كرده و با خاطري آسوده در آغوش اربابان فراماسونر و صهيونيست خود آرميده اند و در موسسات وابسته مثل: بنياد سوروس، وودرو ويلسن، بنياد كارنگي، بنياد براي دمكراسي و بنياد مطالعات سياسي واشنگتن و... فعاليت مي كنند. امروز نيز اين شبكه ها فعالند، اما شناسايي شان بسيار سهل و ساده تر از گذشته است، چراكه ديگر شمشيرها را از رو بسته اند، بي محابا حرف مي زنند و سخنان سران فراماسوني در جهان را بدون پرده پوشي بلغور مي كنند، مثل همان 130 سال پيش از تجدد و تمدن و روشنفكري و دمكراسي و حوق بشر دم مي زنند، از باستان گرايي مي گويند و از گذشته پرافتخار هخامنشي،از جدايي دين و سياست صحبت كرده و سكولاريسم را تقديس مي نمايند، عليه انقلاب اسلامي تا مي توانند تبليغ مي كنند، از صلح با صهيونيست ها دم مي زنند (يا كمك به فلسطينيان را نكوهش مي كنند) و كنار آمدن با استعمار را به قيمت دست شستن از همه عزت و غيرت و مليت و معنويت خواستارند. ليبرال دمكراسي را نظام ايده آل بر مي شمرند و براي باورهاي سنتي ديني اشكال مي تراشند. و در يك كلام به قول حضرت امام خميني (ره) با اسلام مخالفت مي كنند و بس! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
128- سالنامه روزنامه اعتماد، سال 1385، صص 115-114.
129- عبدالله شهبازي ـ بخش هشتم از «نظريه توطئه و فقر روش شناسي در تاريخ نگاري معاصر ايران«- وب سايت شهبازي
موضوعات مرتبط: ردپاي فراماسونري در رسانه هاي مدعي اصلاح طلبي